فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم، اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است، صبور باش و درکم کن. یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم. برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم… . وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن. وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر. وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو. وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده… همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی… زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو… روزی خود میفهمی. از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو. یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم. کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم. فرزند دلبندم، دوستت دارم.
نظرات شما عزیزان:
mace 
ساعت16:13---15 تير 1393
دخترى كه از مادر نگهدارى كنه ، كارش سختتر از مادريه كه از نوزادش مراقبت ميكنه،
كار دختر جبران زحمات مادرشه ، البته اگه با عشق همراه باشه ديگه حرف نداره....
پاسخ:
با سلام.
آره خوب مراقبت از شخصی که پیر شده سختره تا مراقبت از نوزاد، ولی این رو هم باید در نظر داشت که یه مادر تنها در دوران نوزادی از فرزندش مراقبت و نگهداری نمیکنه، شاید این مراقبت و نگهداری تا دوران جوانی از جانب مادر ( البته به شکل دیگه ای ) ادامه داشته باشه.
سپاس فراوان از توجه شما وبلاگ نویس عزیز
|